تبلیغات
ببخش تا ... بدرخشی ...آنها كه درخشیدند.... این بود كه بخشیدند.

ببخش تا ... بدرخشی ...آنها كه درخشیدند.... این بود كه بخشیدند.

انسان بدون احسان...یعنی. نسیان وعُصیان....

من در این شامِ سیه خورشید تابان توام


بسمِ  الله  الرحمنِ الرحیم


قلب من از صدای تو. چه عاشقانه میزند


به باغِ ارغوانیت.چوگل  جوانه میزند


مرا  تو تازه میکنی. ازین دم و بهانه ها


دلم زشوقِ  روی توست.که سر بخانه میزند



 محمد مرادی


ادامه دارست


خداوندا


دلم را رنگ یک دربا



و آبی آسمانی کن



زبانم را بلیغ و پاک


چو گلها ارغوانی کن


بدستانم توانی نو


به قلبم  رحمتی دیگر



مسیرِ این قدمها را



کثیر مهربانی کن




دودست خالی مارا




تو لبریز محبت کن


حضورم را دراین عالم


ظهور همزبانی کن



قدمهایی که میترسند


درآن هنگام تنهایی


برون کن ترسِ بیجا را


تو آنرا سایه بانی کن


مرا کن عامل عشق و


حضورم را چو بارانی


ودر هنگام باریدن


تو آنرا جانفشانی کن


محمد مرادی


قابل ویاریش وادامه دارس



تا کی دروزغ ونیرنگ


با مردمانِ ایران



اینان نژاد شیرند؛


بالاترند؛ زشیران



اینان نمی پسندند


اینگونه مکر و تزویر


مکر و ریا و تزویر


ناید بکار ایشان


ادامه دارستِ



بی تو هوای دلم افسرده 

باغ  وجودم  همه پژمرده است


بی تو نه اینجا ؛که تمامِ زمین


در نظرم؛ چون  نفسی مرده است


بی تو اگر شعله مرا  پرکشد


شعله  در آن. شعله آزرده است



بی تو امیدِ همه ایام من


چون قمر  وغصه  بهم خورده است




بی تو نفس های غریبانه ام


زخمٍ هزار  خنجر غم خورده است


محمد  مرادی


ادامه دارست




@@@@@@@@@@@@@@@@








روزی که با من آشنای شدی


پرسیدم  تا کی در کنارمن میمانی.


گفتی که تا قیامت  از تو جدا نمیشوم


اکنون که بفکر من نیستی. میترسم  که قیامت شده باشد.


ادامه دارست

  اقوام  به قوام اخلاق زنده اند


قومی كه فاقد اخلاق شد. مردنی ست


 

 

ارزشــــــــها....

 

دیگر نه "شلوار پاره" نشانه ی "فقر" است ....



نه "سکــوت" علامت "رضــایت".... 


دنــیـــــــــــــــای غـــریـبـیــست

ارزشـــــــــــها "عـــــــــــــــــــوض" شـده اند




و "عـــــوضــــــیــــهــ ا با ارزش






این همه آتش خدایا شعله اش  از 

 از گور کیست؟

شهوت این بی نمازان،

 نشئه ی انگور کیست؟

پرده داران طریقت ؛در صبوری

سوختند

این صدای نا موافق

زخمه ی تنبور کیست؟

شیخ بازیگوش ما؛ از بس مرید

خویش بود

عطسه ای فرمود و گفت

 این جمله ی مشهور کیست

پنج استاد حقیقت حرف شان با ما

یکی ست

راستی در پشت این


دستورها؛ دستور کیست؟

ناشناس










ادامه دارست


ادامه دار وقابل وی









سایه ی مهر شما. از سرمن کم نشود


چادر مهرتوامٰ؛ از برمن جم نشود



من چنان غرق تو و؛ تشنه ی گرمای توام


که چنین باور من ؛ با تو که مبهم نشود


در پسِ حاثه ها؛گر چه گزندی برسد

با تو این بارگران؛  بسته   به هیچ غم نشود

منکه در فکر تو و؛ خاطر گیرای توام


خاطرت از دل من؛دور؛ چو یکدم نشود


دل به هرجا  که رود؛ یاد تو آرد به میان

دلِ دیوانه ی من؛ خالی ازین دم نشود


سبزِ سیمین بدنِ جلو ه گشای همگان


وحشی ِ  سینه ی من ؛ بیتو که آرام نشود








م
ادامه دار وقاب ویر



محمد مرادی


ه



 






 . . میگن درد رو از هر طرف بخونی میشه درد...

اما اگه درمان رو از آخر بخونی میشه نامرد...



مواظب باش واسه دردت به هر درمانی تن ندی.


مدیر وبلاگ 
. . .








انسانهای خوب بمانند گلهای قالی اند

نه انتظار باران دارند

نه دلهره ی چیده شدن

اینان دائمی وماندگارند ..
.


 



http://moradimohammad.blogfa.com وبلاگ دوم



هیچ بالشی نرمتر از وجدان آسوده نیست!

ساجده

اگر هیچ وقت بعد از هر لبخندی خدا را شکر نمی کنید،


 حقی هم نخواهی داشت پس از هر اشکی او را سرزنش کنید.




سلام. انرِِژی  مسلمِ هستی یم


از چه به زنجیر بلا بستی  یم



محمد مرادی ادامه دارست




همه آرام گرفتند وشب واز نیمه گذشت


آنكه در خواب نرفت چشم منو فكر پریشان تو بود تو بود. . .







[ سه شنبه 18 تیر 1392 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ محمد مرادی ] [ نظرات() ]

درونم غنچه ای گل کن
مرا امشب تحمل کن


درونم غنچه ای گل کن



ب بارآور گلستانی


خزانم را تو سنبل کن


خمار و تشنه ی عشقم


مرا  سرمست آن  مل کن


دو دست مهربانت


چو سایه راه منزل کن



محمد مرادی


ادامه دارس



[ یکشنبه 17 مرداد 1395 ] [ 12:46 ب.ظ ] [ محمد مرادی ] [ نظرات() ]

واز غم به درم کن
مهمان ِ دلم باش. واز غم به  درم کن



با قندِ لبانت. هوایی دگرم کن




محمد مرادی



ادامه دارس



[ یکشنبه 17 مرداد 1395 ] [ 12:43 ب.ظ ] [ محمد مرادی ] [ نظرات() ]

دلم را رنگ یک دریا
خداوندا


دلم را رنگ یک دربا



و آبی آسمانی کن



زبانم را بلیغ و پاک


چو گلها ارغوانی کن


بدستانم توانی نو


به قلبم  رحمتی دیگر



مسیرِ این قدمها را



کثیر مهربانی کن




دودست خالی مارا




تو لبریز محبت کن


حضورم را دراین عالم


ظهور همزبانی کن



قدمهایی که میترسند


درآن هنگام تنهایی


برون کن ترسِ بیجا را


تو آنرا سایه بانی کن


مرا کن عامل عشق و


حضورم را چو بارانی


ودر هنگام باریدن


تو آنرا جانفشانی کن


محمد مرادی


قابل ویاریش وادامه دارس



[ یکشنبه 17 مرداد 1395 ] [ 12:39 ب.ظ ] [ محمد مرادی ] [ نظرات() ]

بی تو درآتشم من
ای عشقِ آتشین من


بی تو درآتشم من


بی تو چنین بارِ گران


بردوش چسان کشم من؟


هرسو وهرجامیروی



درمن نشانه داری


کی میشود  زان لعل تو



یک باده سرکشم من



محمد مرادی

ادامه دارست



[ یکشنبه 17 مرداد 1395 ] [ 12:26 ب.ظ ] [ محمد مرادی ] [ نظرات() ]

کردی تو پرپرم
اندر خیال تو.هردم شناورم



چون  غنچه ای به باغ.کردی تو پرپرم



محمد مرادی


ادامه دارس






[ یکشنبه 17 مرداد 1395 ] [ 12:21 ب.ظ ] [ محمد مرادی ] [ نظرات() ]

دل پی دیدن توست


ای چشم سیاه؛ تو در هوایی چکنم


چون شمس  و قمر؛ گرانبهایی چکنم


من در پی غمزه های بی حد شما


تو بیخبر از؛ چنین گدایی چکنم


شبها همه دم؛ به ذکر و تسبیح ودعا


گر سوی منه خسته نیایی  چکنم





دستم به دعا؛ دل پی  دیدن  توست


ما تو صنم؛ اگر نخواهی چکنم



من بسته برآن دوچشم  و ابروی شما




تو بسته به صد؛ جور و جفایی چکنم


خالیست دلم زشوقِِ دلم به شنو



من در دلِ خاک؛ تو در سمایی چکنم


محمد مرادی

[ یکشنبه 17 مرداد 1395 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ محمد مرادی ] [ نظرات() ]

تا جان دیگر آید؛ بر پیکر جوانی
بگذار که در   تمام؛ ایامِ زندگانی


گیرم زلعل مستت؛  معنای زندگانی



بگذار که سر گذارم؛ بر شانه های گرمت


تا جان دیگر آید؛  بر پیکر جوانی



بگذار تا سپیده؛ پنهان زچشم مردم


برگیرم  از نگاهت؛ آن رازِ جاودانی



محمد مرادی


ادامه  دارست



[ سه شنبه 1 تیر 1395 ] [ 12:19 ب.ظ ] [ محمد مرادی ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 754 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه